سه گل از گلستان شهدای ارامنه
شهید ویگن کارایتیان :
خواهر شهید : ویگن همیشه سعی می کرد دیگران را خوشحال کند .
میگویند شهدا انسانهای والایی هستند. درست است چون فقط چنین انسانهایی میتوانند از خود گذشتگی کنند و گران بهاترین سرمایه خود را که جان است، فدا کنند.
شهید ویگن گاراپیدی (کاراپتیان) چهارمین فرزند خانواده هفت نفری در تاریخ 3 فروردین سال 1344 در روستای خاکباد از توابع الیگودرز متولد شد. تحصیلات دبیرستان را ناتمام گذاشت و برای اعزام به خدمت، خود را به اداره نظام وظیفه معرفی کرد. پس از طی چند ماه دوره آموزشی در پادگان لویزان به لشکر 21 حمزه در دهلران و سپس موسیان منتقل شد. در همین زمان، وی پدرش را از دست داد. بعد از دو ماه نبرد در جبهه، ویگن کاراپتیان هفتم فروردین 66 بر اثر اصابت ترکش خمپاره نیروهای دشمن بعثی، هنگام دیدهبانی در منطقه زبیدات (شرهانی) به خیل شهدای 8 سال دفاع مقدس پیوست. پیکر پاک این رزمنده دلیر بعد از انتقال به تهران و انجام تشریفات مخصوص مذهبی با حضور صدها نفر از هموطنان مسیحی و مسلمان و نمایندگان ارتش جمهوری اسلامی ایران در قطعه شهدای ارامنه تهران به خاک سپرده شد.
خواهر شهید درباره خصوصیات اخلاقی وی میگوید: ویگن پسر شاد و بسیار مهربانی بود و همیشه سعی میکرد دیگران را خوشحال کند. روزی که مطلع شدیم ویگن به شهادت رسیده است، روز بسیار سختی برای ما بود؛ دادن این خبر به مادری که به ویگن وابستگی شدیدی داشت، بسیار مشکل بود. هنور پس از گذشت 20 سال از این واقعه، در خلوت خانه ساعتها با او سخن میگوید. مادرم با مشقت زیاد او را بزرگ کرده بود. به یاد ویگن با هزینه برادرانم ساختمان مخابرات در روستای ما بنا شد تا اهالی آنجا بتوانند از آن استفاده کنند.
شهید نوریک دانیلیان :
همسر شهید: هیچگاه از مجروحیتهایش نگفت .
شهید دانیلیان (خاتون نژاد) چند بار مورد اصابت ترکش قرار گرفت، یک بار هم جراحی شد، اما در این مورد هرگز با خانواده سخن نمیگفت.
جانباز شهید نوریک دانیلیان دومین فرزند از یک خانواده هفت نفری مستضعف ارمنی در فروردین سال 1342 در تهران چشم به جهان گشود. قبل از پایان دوره دبیرستان به علت اوضاع بسیار وخیم مالی خانوادهاش، مجبور به ترک تحصیل شد. او در 11 سالگی مادرش را از دست داد. پدرش نیز درمانده از همه جا، به مدت دو سال نوریک و برادرش را به محلی در جلفای اصفهان که در آن جا زیر نظر خلیفهگری ارامنه اصفهان و جنوب، از بچههای بیسرپرست حمایت میشد، سپرد. نوریک بعد از ترک تحصیل به کار در آرایشگاه، مکانیکی و تراشکاری پرداخت تا بتواند کمک خرج خانواده باشد. نوریک در زمان جنگ تحمیلی خود را به مرکز نظام وظیفه معرفی کرد و بعد از طی دوره آموزشی به جبهههای جنگ اعزام شد. برای درک حد و اندازه متانت شهید نوریک کافی است ذکر شود که وی در خلال دفاع قهرمانانه در دوران جنگ تحمیلی، به دفعات مورد اصابت ترکش واقع شد و یک نوبت نیز مورد عمل جراحی قرار گرفت؛ موج انفجار نیز یک بار به شدت او را زخمی کرد اما او هرگز سخنی در این باره به خانوادهاش نگفت.
برای درک حد و اندازه متانت شهید نوریک کافی است ذکر شود که وی در خلال دفاع قهرمانانه در دوران جنگ تحمیلی، به دفعات مورد اصابت ترکش واقع شد و یک نوبت نیز مورد عمل جراحی قرار گرفت؛ موج انفجار نیز یک بار به شدت او را زخمی کرد اما او هرگز سخنی در این باره به خانوادهاش نگفت.
در جبهه راننده آمبولانس نیز بود و دائم مجروحان را از خطوط مقدم به بیمارستانها انتقال میداد. با همین حال نوریک تا پایان مدت خدمت قانونی در جبهه ماند. در سالهای بعد از فراغت از خدمت، به کار و تلاش پرداخت و تشکیل خانواده داد که حاصل آن یک دختر است. نوریک بعد از اتمام دوره خدمت سربازی همواره تحت معالجه قرار داشت. در این مدت ترکش به جای مانده نزدیک ستون فقرات را که باعث عفونت شده بود، با عمل جراحی بیرون آوردند اما حال عمومی او روز به روز به وخامت گرایید تا اینکه در شب ژانویه سال 2004 یعنی دهم دی ماه 1382 روح بزرگش به ملکوت اعلی پیوست. شهید نوریک دانیلیان بدون هیچگونه تشریفات، در تهران به خاک سپرده شد. همسر شهید نوریک دانیلیان درباره او میگوید: نوریک مرد ساکت و آرامی بود. زمانی که با نوریک ازدواج کردم، حالش خوب بود. بعد از چهار سال دردهایش شروع شد. او از ناحیه ماهیچههای پا، درد شدیدی داشت. درون بدنش هم ترکشهایی وجود داشت اما زیاد باعث ناراحتی او نمیشد. او کمکم لاغر شد و وجود ترکشها او را آزار میداد. چند ترکش با انجام عمل جراحی از بدنش خارج شد اما به دلیل ضعف شدید روز به روز حالش بدتر میشد. خودرویی داشت که با آن در آژانس مشغول به کار شده بود. بعضی وقتها نیز مسافرکشی میکرد. اما زمانی که حالش بدتر شد آن را فروختیم. هفت سال زندگی مشترک داشتیم. زمان تولد دخترمان حال جسمی او بد نبود اما به تدریج حافظه خود را از دست داد تا اینکه قبل از سال میلادی 2004 دیگر قادر به حرف زدن نبود. همیشه من از او پرستاری میکردم، حتی زمانی که ترکش به نخاع او رسیده بود.
شهید رایمون باغرامیان :
شهید رایمون باغرامیان (خاتون نژاد) از جمله شهیدان دوران دفاع مقدس است. شهید رایموند باغرامیان (خاتون نژاد) در تاریخ
26 تیر ماه 1342 در شهر تهران متولد شد. در شش سالگی به همراه خانواده به شهرستان اصفهان نقل مکان کرد. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در مدارس ارامنه «آرمن و کاتاریتیان» گذراند و پس از آن در دبیرستان ابوذر اصفهان در رشته صنایع فلزی مشغول به تحصیل شد. در سال 1364 همراه دوستان خود به خدمت سربازی رفت. پس از اتمام دوره آموزشی در مرکز آموزشی 05 کرمان، به لشکر 64 ارومیه (قسمت توپخانه) پیوست. پس از مدتی به شهرستان پیرانشهر اعزام شد و در تاریخ 29 اردیبهشت ماه سال 1365 در منطقه حاج عمران بر اثر موج شدید ناشی از انفجار در زمان تک هوایی دشمن بعثی، به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر مطهر شهید رایموند باغرامیان پس از انجام مراسم مذهبی، با حضور پرشور صدها نفر از ارامنه شاهین شهر و اصفهان در حالی که با برگزاری راهپیمایی علیه حکومت بعثی صدام حسین، اسرائیل و حامیان جانی آنان همراه بود، در فضایی آکنده از غم و اندوه در گورستان ارامنه اصفهان به خاک سپرده شد. یکی از سخنرانان در نطقی اعلام کرد: امروز، نام رایموند عزیزمان در کنار اسامی ارمنیانی قرار میگیرد که با نثار زندگی خود در راه آزادی و خوشبختی ملت ایران، باعث سربلندی و عزت جامعه ارمنی شدهاند. در این لحظه که پیکر جوان او را به خاک میسپاریم امیدواریم تا خون ریخته شده وی، موجبات تحکیم بیشتر روابط ارمنیان با دیگر هموطنان مسلمان خویش را فراهم آورد.
منبع:
سند غربت به نقل از :
کتاب گل مریم(بررسی نقش ارامنه در هشت سال دفاع مقدس نوشته دکتر ارمان بوداغستان) و ایسنا
نگاه کنید به:شهیدان ارمنی در جنگ ایران و عراق
اولين شهيد اقليتها در جريان انقلاب، وارطان آراكليان است كه در مقابل ساختمان راديو تلويزيون در 22 بهمن 1357 و در درگيري با نيروهاي ضدانقلاب به شهادت رسيد. چند سؤال و جواب كوتاه با مادر او در مقابل شماست!...
در آستانه دهه فجر، نيم نگاهي به آرشيو روزنامهها در سال 57، به خوبي ميتوانست فضاي آن روزها را برايم تداعي كند. مجلد روزنامه كيهان، بهمن 57 را ورق ميزدم كه در ميان صفحات، عكس جواني نظرم را جلب كرد... مطلب مربوط به جواني ارمني بود كه در درگيريهاي روبروي راديوتلويزيون (جامجم) به شهادت رسيده بود. كنجكاويام باعث شد تا رد او را بگيريم. اتفاقاً چند روز بعد، از خيابان نوفل لوشاتو كه ميگذشتم، تابلوي خيابان شهيد «وارطان آراكليان» نظرم را جلب كرد. گمان كردم بتوانم از طريق خانههاي آن خيابان به ردي از خانواده شهيد برسم. از قضا صاحب سوپرماركتي كه در آن نزديكي بود، مسيحي از آب درآمد و گفت كه مادر وارطان در سفارت ارمنستان كار ميكند. خلاصه بعد از چند روز پيجويي، توانستم خانم «وارتوش اسماعيلي» را پيدا كنم. ......
* دوستان به دلیل نداشتن تربیت خانوادگی عده ای و همچنین گذاشتن پیام های تبلیغاتی در اینجا برای حفظ حقوق دیگران برخلاف میل باطنی مجبور شدم قفل کودک را فعال کنم.
ادامه مطلب

با سلام خدمت دوستان عزیز دو کتاب الکترونیکی در مورد کشتار ارامنه به دست ترکیه عثمانی را به شما معرفی می کنم امیدورام مورد استفاده شما قرار گیرد البته این دو کتاب در کتابفروشی ها نیز قابل تهیه است در ضمن دوستان لطف کنند که در مورد موضوع نوشته شده نظر بدهند در غیر اینصورت نظر ایشان با نهایت احترام پاک می شود. همچنین نظرات کسانی که از الفاظ زشت و یا توهین آمیز نیز استفاده می کنند استثنا از این قاعده نیست.
علل و ریشه خصومت «ترکها» با ارامنه
و اولین نسلکشی قرن بیستم - ۲
بمناسبت نود و دومین سالگرد بیست و چهار آوریل
• واقعیت و زندگی دردناک ارامنه، در بین مردمان غرب، تاثیری جدی گذاشته و نه تنها ارامنه، بلکه مردم و نهادهای غربی نیز در ۲۴ آوریل، مراسم یادبود ترتیب میدهند. از طرف محققین به زبانهای انگلیسی، فرانسه و آلمانی، کتابهای زیادی منتشر میشود. روشنفکران ترک نیز آرام آرام، به صف مدافعین حقوق ارامنه، می پیوندند ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه ٨ ارديبهشت ۱٣٨۶ - ۲٨ آوريل ۲۰۰۷
ادامه مطلب

قتل عام ارمنیان
برنامه كشتار ارمنیان در امپراتوری عثمانی كه در آوریل 1915 میلادی ( اردیبهشت 1294 خورشیدی) بصورت نژاد کشی (genocide) به نقطه اوج رسید، در دوره افول حكومت عثمانی شكل گرفت . شكستهای پی درپی عثمانی ها در عرصه های سیاسی و نظامی كه به از دست دادن مستملكات آنها در بخشهای وسیعی از آسیا و اروپا منجر شد، بر مناسبات داخلی امپراتوری بویژه بر رویكرد آنها نسبت به دردسرهای تاریخی یعنی اقلیتها و ملل تابعه، بالاخص ارمنیان تأثیر نهاد.
رفتار سوء حكومت عثمانی با ملل ساكن امپراتوری به سالهای آغازین تهاجم و سیطره آنها برمنطقه باز می گشت. در قلمرو پهناور امپراتوری عثمانی، تركها كمتراز 20 درصد جمعیت امپراتوری را تشكیل می دادند و عثمانیها برای تحمیل حاكمیت خود و خنثی كردن جوی كه به هرحال آنها را مهاجر و اشغالگر می شناخت، جز توسل به مواعظ نژادپرستانه و تزریق حس برتری نژادی از یك سو و سركوب تمیلات و تحریكات آزادیخواهانه سیر ملل از سوی دیگر، چاره ای نمی یافتند. به این ترتیب و در طی چند صد سال امپراتوری عثمانی نه تنها نتوانست به نگرشی واقع بینانه به " مسئله اقلیتها " دست یابد، بلكه حل تنش خود با ملل تابعه و اقوام غیر ترك را در امحاء فیزیكی و كشتارهای وسیع آنها جستجو كرد. توسعه طلبی تاریخی عثمانیها و ناتوانی نظامی آنها در مقاطع مختلف موجب از دست رفتن متصرفات امپراتوری و استقلال برخی ملل تابعه شد.
درعین حال زمامداران عثمانی را بیش از پیش برای پیان دادن به دردسر اصلی یعنی " مسئله ارمنیان " ترغیب نمود. بدینگونه برنامه حذف كامل ارمنیان ساكن امپراطوری در دستور كار سران حكومت قرار گرفت كه با آغاز جنگ جهانی اول و ورود امپراتوری عثمانی به آن، مقدمات اجرای كشتار فراهم شد. آنچه نژاد کشی سال 1915 را از كشتارهای قبلی ارمنیان متمایز ساخت، نخست برنامه از پیش طرح شده و حساب شده آن بود و آنگاه دامنه سراسری و گسترده آن. عثمانی فضای آشوب زده جنگی را مناسبترین فرصت فرض كرده و در بهار 1915 مصمم شدند به " مسئله ارمنی " برای همیشه پایان دهند. به بهانه واهی تأمین امنیت و حفظ جان ارمنیان ، فرامینی مبنی بر تجمع صدها هزار مرد و زن و كودك در نقاطی كه اكثرا" صدها كیلومتر از جبهه های اصلی جنگ دور بودند، صادر شد. آنگاه كوچ سریع و بی رحمانه این گروههای بی پناه به مقصد صحاری بی آب و علف و كشتار آنان در راه آغاز شد كه اساساً ارتباطی به جنگ نداشت و تنها با هدف نابودی كامل ارمنیان اجرا می شد.
برنامه كشتار ارمنیان گرچه با نابودی یك و نیم میلیون ارمنی و آوارگی تعداد بیشماری به پاره ای از اهدافش دست یافت، اما در یك هدف دیگر كه همانا مخفی و مكتوم ماندن این جنایت هولناك بود، ناكام ماند. چند صباحی از این تحولات نگذشته بود كه نشر تدریجی گزراشهایی از سوی ناظران خارجی از جمله نمایندگان و اتباع دول بی طرف در عثمانی، اخبار پراكنده و شایعات گسترده ای را كه در این زمینه منعكس شده بود به تأئید رسانید و به دنبال آن با ثبت و انتشار این گزارشها و روایات آنهایی كه از مهلكه جان به در برده بودند، ابعاد و جوانب ناشناخته فاجعه روشنتر شد. پس از خاتمه جنگ و فروپاشی امپراتوری عثمانی، شمار اسناد و مدارك گوناگونی كه در این زمینه شناسایی شده و مورد بحث قرار گرفته است، آنچنان گسترش یافت كه امروزه و به گونه ای كه دریك مقیاس بین المللی نیز شاهد هستیم ، لااقل كتمان و نادیده انگاشتن دیگر بیش از این ممكن نیست. در جدول زیر ارقام مربوط به شمار جمعیت اقوام مختلف در ایالات ارمنی آناتولی شرقی در اویل قرن بیستم میلادی ارائه شده است.
آمار جمعیت اقوام مختلف در چند ایالت ارمنی آناتولی شرقی در سال 1912 میلادی ( بر حسب هزار نفر)
|
ردیف |
اقوام |
ارزروم |
وان1 |
بیتلیس2 |
خاربرت3 |
دیاربکر4 |
سیواس5 |
جمع |
سهم از کل (%) |
|
1 |
ارمني |
215 |
185 |
180 |
168 |
105 |
165 |
1018 |
38.9 |
| 2 |
ترک |
240 |
47 |
40 |
102 |
45 |
192 |
666 |
25.4 |
| 3 |
کرد ( ساکن ) |
35 |
32 |
35 |
75 |
30 |
35 |
242 |
9.2 |
| 4 |
کرد ( کوچنده ) |
40 |
40 |
42 |
20 |
25 |
15 |
182 |
7.1 |
| 5 |
قزلباش |
25 |
- |
8 |
80 |
27 |
- |
140 |
5.3 |
| 6 |
آسوری - خالد |
- |
18 |
15 |
5 |
60 |
25 |
123 |
4.7 |
| 7 |
زازا - تمبلی - چاریکل |
30 |
- |
47 |
- |
- |
- |
77 |
2.9 |
| 8 |
چرکیز |
7 |
- |
10 |
- |
- |
45 |
62 |
2.4 |
| 9 |
یونانی و سایر مسیحیان |
12 |
- |
- |
- |
- |
30 |
42 |
1.6 |
| 10 |
یزیدي |
3 |
25 |
5 |
- |
4 |
- |
37 |
1.4 |
| 11 |
فارس |
13 |
- |
- |
- |
- |
- |
13 |
0.5 |
| 12 |
لاز |
10 |
- |
- |
- |
- |
- |
10 |
0.4 |
| 13 |
کولي |
- |
3 |
- |
- |
- |
- |
3 |
0.1 |
|
|
تمامی اقوام |
630 |
350 |
382 |
450 |
296 |
507 |
2615 |
100.0 |
1- بجز بخش هاکیار 2- بجز بخشهای جنوبی 3- بجز مالاتیا و بخشهای جنوبی 4- بجز بخش بیشرک 5- بجز بخشهای شمال شرقی
منبع: مجموعه آثار نیکولاس آدونتس (Nicholas Adontz)، جلد اول، انتشارات های گیتاک، 1996
واقعه ای كه دراویل قرن بیستم اتفاق افتاد و به نام نژاد کشی ارمنیان (The Armenian Genocide) مرسوم شد، به تدریج و با پیش آمدن رخدادهای مشابه در دیگر نقاط جهان و در قبال دیگر ملل و اقلیتهای قومى و نژادی، تعاریف دقیقتری چون قتل عام، نژادكشی و پاكسازی قومی پیدا كرد. نژاد کشی ارمنیان در نوع خود و درتاریخ معاصر جهان تجربه نخست از این دست بود. اگر ین فاجعه انسانی به موقع مورد شناسایی قرار می گرفت و به صراحت محكوم می شد، اگر ابعاد واقعی آن با تمام جزئیات هولناكش ثبت تاریخ می گشت و مسببان آن به پای دادرسی می نشستند، چه بسا فجایعی كه در سالهای اخیر درنقاطی چون آفریقا، بالكان، قفقاز و افغانستان شاهد آن بودیم ، تكرار نمی شدند.
- نام حرف ها و صدای برابر آنها در فارسی
- نوشتاری کوچک
- حروف چاپی کوچک
- حروف چاپی بزرگ
می باشد امیدوارم خوشتان بیاد. همچنین با حذف تغییرات سایت tinypic مجبورم بعضی از عکس ها را دوباره آپلود کنم برای همین اگر اخلالی در عکس ها دیدید به بزرگی خودتان ببخشید تا زمانی که درستش کنم. موفق باشید.
ادامه مطلب
آربی اوانسیان در سال ۱۳۲۱ شمسی (۱۹۴۲ میلادی) در جلفای اصفهان متولد گردید. تحصیلات خویش را در دبیرستان ((کوشش - داوتیان)) ارامنه کسب نمود و سپس در فاصله سال های ۱۳۴۲ الی ۱۳۴۵ (۶۶-۱۹۶۳ میلادی) به تحصیل در مدرسه فیلمسازی لندن پرداخت. حاصل سال ها تحصیل در لندن کارگردانی سه فیلم کوتاه ((نقاب)) و فیم انیمیشن ((پروانه)) براساس شعری از هوانس تومانیان می باشد. آربی در سال ۱۳۴۵ شمسی (۱۹۶۶ میلادی) به ایران بازگشت و خود را وقف فعالیت هنری نمود و چندین نمایش شاخص را به زبان های فارسی و ارمنی و انگلیسی روی صحنه آورد. اکثر نمایش های وی در جشنواره بین المللی و از جمله جشن هنر شیراز و جشنواره های رویان (فرانسه) و بلگراد (یوگسلاوی) به روی صحنه رفته اند. از کارهای معروف وی می توان به کارگردانی نمایشنامه های ((کالیگولا))،((باغ آلبالو))،((ناگهان))،.....اشاره نمود. وي در سال ۱۳۴۷ شمسي برنده جايزه تلويزيون ملي ايران و جشن هنر شيراز براي كارگرداني تئاتر ((پژوهش ژرف وسترگ و نوين)) به زبان فارسي گرديد. وي همچنين از موسسين كارگاه نمايش تهران در سال ۱۳۴۸ شمسي (۱۹۶۹ ميلادي) بود.
آربي تجربيات خويش را در زمينه سينما نيز به كار گرفته است كه حاصل آن فيلم مستند ((ليوبوس به نام تادئوس)) (در خصوص مراسم زيارت قره كليسا) و فيلم بلند سينمايي ((چشمه)) مي باشد كه مورد توجه صاحبنظران و منتقدان هنري واقع گرديد. آربي در سال ۱۳۵۸ شمسي (۱۹۷۹ ميلادي) مقيم فرانسه شد و در سال ۱۳۶۲ شمسي (۱۹۸۳ ميلادي) فيلم ((چگونه پيش بند سوزن دوزي شده مادرم در زندگي ام گسترده مي شود)) را در اين كشور ساخت. اوانسيان همچنين نمايشنامه هاي ايوالف كوچولو (ايبسن) همان طوري كه بوده ايم (آوامف) و خلوت خفتگان (پيتر گيل) را كارگرداني كرده است. در زمينه پژوهش هاي تئتر بين المللي با پيشگامان نامداري چون پيتربروك peter brook و یژی گروتوفسکی Yerzy Grotowski همکاری نزدیک داشته است. وی از سال ۱۳۵۹ شمسی (۱۹۸۰ میلادی) مدیر هنری انجمن تئاتر ارمنی در پاریس می باشد.
اولین سالگرد تشکیل وبلاگ ارامنه ایران می باشد امیدوارم باز هم در خدمتتان باشم.
نوشتن در مورد زندگی این مرد بزرگ کاری بس سخت است زیرا به کتابی قطور تبدیل می شود. مردی که این روزها وقتی نامش را در اینترنت جستجو می کنی همین قدر به خواننده اطلاعات می دهد که چند مسابقه دو و میدانی در شهر رشت با نام آرسن میناسیان برگزار شده ولی کسی نمی داند آرسن که بود و چه کارهایی کرد!!!..پیرمردی که با دیدن اشک یک سرهنگ که پولی نداشت تا از مادرش نگهداری کند به فکر تاسیس اولین خانه سالمندان ایران افتاد مردی که داروخانه ای داشت که با خرید داروهای گران آنها را به قیمتی ارزان به مشتریان می فروخت و دائم ضرر می کرد حتی به قدری در این کار افراط می کرد که سالها مردم به او ظنین بودند و گاه حتی فکر می کردند که او قصد رسیدن به وکالت مجلس را دارد او کسی بود که شبها با اتوبوس به تهران می رفت تا داروهای نایاب را برای هموطنانش به رشت بیاورد و داروهایی را که مجموعا ۱۰ هزار تومان می خرید ۲ یا ۳ هزار تومان به مردم می فروخت. کارهای خیر او اینقدر ادامه پیدا کرد تا طلبکار پیدا کرد و طلبکار نیز نذر نداشت تا به مردم خدمت کند وقتی می دید پرداخت پولش به تاخیر افتاده از او شکایت کرد و در نتیجه آرسن به زندان افتاد. اما در زندان هم بیکار نمی نشست از وضع زندانیان پرس و جو می کرد و پس از اینکه آشنایانش با قرض و تقسیط بدهی توانستند او را نجات دهند در خارج از زندان هم به دنبال کار زندانیان بود و مردی که وقتی مرد ساعت ها قبل از دفن بر دوش مردم مسلمان رشت حمل می شد و طوری که اگر با بلندگو از کلیسای رشت از مسلمانان خواهش نمی کردند که جسد را برای دفن تحویل دهند مردم از شدت علاقه حاضر نبودند جنازه را پس بدهند روزی که در رشت عزای عمومی اعلام شد. و هرکسی به نوعی عزادار بود در روزی که مسلمان و مسیحی بر سر خود می زدند مردی که به درستی مسیح ایران بود. و زن آرسن که پس از مدتی اقامت در رشت حالا از سکنه آنجا هم رشتی تر شده بود و به کسانی که به رشت توهین می کردند به شدت می غرید.
به واقعیت که نوشتن در مورد این مرد بزرگ خیلی سخت است ولی من می دانم که ایرانیان دست بردار نبودند و پس از فوت این بزرگ مرد با نوشتن نامه به اسقف های بزرگ و حتی پاپ خواهان گزینش نام بزرگ از سوی آنان برای وی شدند حال همه سال در روز ۱۴ فروردین در شهر رشت مردم نام و یاد او را زنده نگه می دارند. نام و یاد این ارمنی ایرانی میهن دوست گرامی و روحش قرین رحمت در بهشت برین.

دوستان به دلیل مشکلات شخصی تا مدتی قادر به بروز کردن وبلاگ نیستم ولی بزودی بر می گردم.



